سلمان با زنی ازدواج کرد،صبح بعد یکی از آشنایان از سلمان پرسید: «همسرت را چگونه یافتی؟» سلمان از سوال نا به جای او که افشای آن بر خلاف عفت بود،روی گرداند و گفت:خداوند پرده ها،دیوارها و درها را برای آن قرار داده،تا اسرار و مسائل خصوصی فاش نگردند،
بنابراین نباید در امور خصوصی سوال کرد.

از پیامبر نقل شده است که آنکسی که اینگونه اسرار پوشیده را فاش میکند،و به دیگری می گوید،او و شنونده همچون دو الاغ هستند که در جاده،همدیگر را برای آمیزش بو میکنند و همهمه می نماید.

به این ترتیب سلمان به ما آموخت که امور نا پیدایی که افشای آن موجب لکه دار شدن عفت عمومی میشود،نباید فاش گردد،بلکه باید در پشت پرده مخفی بماند